الملا فتح الله الكاشاني

398

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

امر دين بافاضهء علم و توفيق عمل و توحيد امام به جهت دلالتست بر جنس و عدم ليس كقوله تعالى ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا و يا آنكه به جهت مصدر است در اصل و يا آنكه مراد اينست كه و اجعل كل واحد منا اماما و يا آن كه بندگان شايسته در حكم نفس واحدند به جهت اتحاد طريقهء ايشان و اتفاق كلمهء ايشان و گويند كه آن جمع امم است چون صائم و صيام حاصل معنى آنكه ايشان در دعا ميگويند كه تقوى و صلاحيت و علم ما را بمرتبهء رسان كه همهء مردمان قصد ما كنند و اقتدا نمايند و گويند معنى آنست كه با ما لطفى كن كه چون ذكر متقيان رود ما را پيش از همه ذكر كنند و بيش از همه ستانيد و مجاهد گفته كه معنى آنست كه توفيق ده ما را كه اقتدا كنيم به كسانى كه پيش از ما بوده‌اند از صلحا و اتقيا تا اقتدا بما كنند آنانى كه بعد از ما باشند و بنا بر اين معنى جايز است كه لام بحسب لفظ در متقين باشد و بحسب معنى در ضمير منصوب اجعلنا و تقدير اينكه و اجعل من المتقين لنا اماما و مصدق اينست آنچه ابو بصير روايت كرده كه امام جعفر صادق ( ع ) را گفتم و اجعلنا للمتقين اماما آن حضرت فرمود كه آيه را بر ظاهر خود حمل كردهء و طلب كارى بزرگ كردهء بدانكه آيه در معنى آن است كه او اجعل لنا من المتقين اماما يعنى بگردان براى ما از متقيان و پرهيزكاران امامى و پيشوايى تا بوى اقتدا كنيم و توحيد امام مؤيد اينست و بنا بر اين روايت آيه از باب قلب است بعد از آن حقتعالى اخبار مىكند از مآل حال جماعتى كه متصف به اين صفات حسنه‌اند بقوله * ( أُوْلئِكَ ) * آن گروه كه مذكور شدند * ( يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ ) * پاداش داده شوند بغرفهء بهشت يعنى بلندتر موضعى در آن و اين اسم جنس است و مراد از آن جمع است كقوله تعالى وَهُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ و گفته‌اند كه غرفه اسميست از اسماى بهشت و در فصول آورده كه غرف كوشكها است بر چهار قايمهء نهاده از زر و نقره و لؤلؤ و مرجان و اين از عطا منقولست و يا مراد از آن درجهء رفيعه و مرتبه عاليهء بنده است نزد حضرت عزت و اصح آنست كه غرفات منازل عليا است در جنات على پس اين نوع منازل بد ايشان دهند * ( بِما صَبَرُوا ) * به آنچه صبر كردند بر مشقت دنيا و ايذاى كفار و يا بر ترك مستلذات و رفض شهوات و تحمل مجاهدات و يا بر فقر و احتياج و اين ماثور است از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه و يا بر اداى مشاق فرايض و مضض انواع طاعات و اطلاق صبر به جهت شياع آنست در هر مصبور عليه * ( وَيُلَقَّوْنَ ) * و ببينند يعنى بيابند و حفص يلقون خوانده به تشديد قاف بر صيغهء مجهول يعنى عطا داده شوند * ( فِيها ) * در بهشت * ( تَحِيَّةً ) * به بقية دايمه يعنى زندگانى باقى كه هرگز فنا در عقب حيات آن نباشد * ( وَسَلاماً ) * و سلامتى از آفات و يا دعاى زندگى و سلامتى شنوند از جانب ملائكه فرشتگان بايشان گويند كه حياكم اللَّه و سلام عليكم و يا تحيّة